نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ جلال عضد

جلال عضد / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

تشنه گشتم به راه کعبه شبی

قحط بود آب و من بترسیدم

رهبری را که بود نام عماد

از همه رهبرانش بگزیدم

پیشش افکندم و من از پی او

راست مانند باد پوییدم

شب تاریک راهبر گم شد

من به تنها بسی بگردیدم

ناگهان بر کناره درّه

چشمه آب و راهبر دیدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تشنگی و گم شدن در راه کعبه سخن می‌گوید. او به دلیل کمبود آب نگران می‌شود و رهبری به نام عماد را انتخاب می‌کند. ولی در شب تاریک، رهبر گم می‌شود و شاعر به تنهایی به جستجو ادامه می‌دهد تا اینکه ناگهان چشمه آبی را می‌بیند و همچنین راهبرش را پیدا می‌کند.