شمارهٔ ۲۳۰ جلال عضد
جلال عضد / غزلیّات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
الا ای گل لاله رخسار من
مکن بیش ازین قصد آزار من
تو سلطانی و من ترا بنده ام
نظر زین بِه انداز در کار من
تو در خواب نازی و آگه نیی
ز طوفان این چشم بیدار من
هَمَت رحمتی در دل آید اگر
به گوشَت رسد ناله زار من
هم از پرتو آتش سینه است
که زرد است چون شمع رخسار من
من اندر فراق تو جان می دهم
نپرسی که چون است بیمار من
مرا جان و دل آرزومند تُست
اگر تو ملولی ز دیدار من
نه جز ناله یک دم مرا همدمی ست
نه جز غم کسی هست غمخوار من
نشد کام حاصل به سعی جلال
دریغ آن همه سعی و تیمار من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عمیق عشق و درد جدایی اشاره دارد. شاعر با گویندهای که به محبوبش خطاب میکند، از آزارهایی که از رابطه ناشی میشود، ابراز نارضایتی میکند. او خود را بنده محبوب میداند و از او میخواهد که درک کند که چشمانش دردی عمیق را تجربه میکنند. شیوه گفتوگوی شاعر به گونهای است که نشان میدهد او به شدت به محبوب وابسته است و احساس تالم و رنج میکند. در عین حال، شاعر از احساسات و نالههایش میگوید و به آرزوهایش برای وصال محبوب اشاره میکند. در نهایت، او به ناکامی در دستیابی به عشق و آرامش اشاره کرده و حسرت تلاشهای بینتیجهاش را ابراز میکند.