شمارهٔ ۲۳۴ جلال عضد
جلال عضد / غزلیّات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چرا گل می کند بیداد چندین؟
که بلبل می کند فریاد چندین
سراسر سرو آزادت غلام است
که دارد بنده آزاد چندین
اگر گل رنگِ رخسارت بدیدی
به حُسن خود نبودی شاد چندین
حذر کن از درون دردمندان
مکن با عاشقان بیداد چندین
سر زلف تو گر بادش نبردی
چرا سرها شدی بر باد چندین
چه سیل است اینکه از چشمم روان است
نباشد دجله بغداد چندین
به بویت زنده ام عمری ست ورنی
نشاید زیستن از یاد چندین
جلال! آن قامت و بالا نظر کن
مکن وصف گل و شمشاد چندین
مدان نالیدنم از هفت گردون
که باری می کشم هفتاد چندین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم عشق و درد اشاره دارد و احوال شاعر را در مواجهه با بیداد عشق و جدایی بیان میکند. او به زیبایی و شکوه محبوب اشاره کرده و از فریاد بلبل و شوق گلکردنش سخن میگوید. شاعر به معشوق میگوید که اگر رنگ رخسارش را میدید، از زیبایی خود خوشحال نمیبود. همچنین به خطراتی که در ارتباط با عاشقان وجود دارد، اشاره میکند و از درون دردهای خود میگوید. احساسات عمیق او و زندگیاش تحت تأثیر بوی محبوب قرار دارد و در نهایت به زیبایی و علو قامت او اشاره میکند و از مشکلات خود با جهان شکایت میکند.