نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ - قصیده جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای جوادی که بتو بحر و سحاب

ننویسند بجز بنده خطاب

آن کریمی تو که از غایت جود

از ستاننده ترا بیش شتاب

هر سؤالی که ز تو شاید کرد

داد آنرا کف راد تو جواب

زیر دست تو قدر همچو عنان

زیر پای تو فلک همچو رکاب

شکر تشریف نخواهم گفتن

عقل داند که همین است صواب

شکر خورشید که گفته است ز نور

منت قطره که دارد زسحاب

بعد از این هر چه برومند شود

بردرخت سخنم از هر باب

باشد از دولت تو زانکه نهال

تو نشاندستی و دادستی آب

جاودان در شرف و جاه بزی

وز فلک کام دل خویش بیاب

حشمت و جاه تو برتر زقیاس

مدت عمر تو افزون ز سحاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مدح و ستایش جوادی پرداخته است که به عنوان یک کریم و بخشنده شناخته می‌شود. شاعر به او خطاب می‌کند و می‌گوید که هیچ کس جز او را نمی‌تواند خطابی بکند. او به صفات نیکوی جواد اشاره می‌کند و می‌گوید که همه سوالات و درخواست‌ها به او پاسخ داده می‌شود. شاعر به مقام و عظمت جواد و همچنین نعمت‌های او اشاره می‌کند و از شکرگزاری خودداری نمی‌کند، زیرا عقل می‌گوید که همین شکرگزاری صحیح است. در انتها، شاعر از جاودانگی و مقام بلند این شخصیت در زندگی و بهشت سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که از نعمت‌های او بهره‌مند شود.