قصاید — دیوان اشعار جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / دیوان اشعار
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۷ - در مدح شمس الدین ابوالفتح نطنزی — ای مهر تو در میان جانها
- شمارهٔ ۴ - شکایت از روزگار — دگر باره چه صنعت کرد باما
- شمارهٔ ۸ - در مدیح مظفرالدین — خوش گوش کرد چرخ و ممالک باینخطاب
- شمارهٔ ۳ - در مدح ابوالغنائم سعد الملک — زهی محل رفیعت برون زاوج سما
- شمارهٔ ۱ - توصیف ربیع و مدح وزیر عاد جلال الدین — باز طفلان چمن را حله می بافد صبا
- شمارهٔ ۶ - در تهنیت بازگشت رکن الدین صاعد از حج — ای زده لبیک شوق از غایت صدق و صفا
- شمارهٔ ۵ - در مدح اردشیر بن حسن اسپهبد مازندران — بتافت از افق ملک و آسمان بقا
- شمارهٔ ۲ - لغز باسم آب — آن جرم پاک چیست چو ارواح انبیا
- شمارهٔ ۱۲ - قصیده — ای جوادی که بتو بحر و سحاب
- شمارهٔ ۱۴ - شکایت از روزگار — دلم از بار غم خراب شد است
- شمارهٔ ۱۵ - مدح ملک اعظم اسپهبد مازندران — زهی به مشرق و مغرب رسیده انعامت
- شمارهٔ ۱۶ - در مدح صدرالدین خنجندی — المتنة لله که تأیید ظفر یافت
- شمارهٔ ۱۰ - با ردیف آتش و آب — شدست خاطر و طبع تو کان آتش و آب
- شمارهٔ ۱۱ - قصیده — ای بیش ز رفعت و مناصب
- شمارهٔ ۱۳ - در جلوس طغرلشاه سلجوقی — شاه جوانست و بخت ملک جوانست
- شمارهٔ ۹ - شکایت ازرنج سفر — اگرشکایت گویم زچرخ نیست صواب
- شمارهٔ ۱۹ - در مدح صدر منصور خواجه قوام الدین — باد عنبر بیز بین کز روضه حور آمدست
- شمارهٔ ۲۱ - نکوهش زروسیم — اینهمه لاف مزن گرچه ترا سیم و زر است
- شمارهٔ ۲۲ - در مدح صدر اجل شهاب الدین خالص — تویی که چرخ به صدر تو التجا کردهست
- شمارهٔ ۲۳ - مرثیت فوام الدین و تذهیب صدرالدین — مرا باری در ینحالت زبان نیست
- شمارهٔ ۱۷ - در مدیح خواجه رکن الدین — ایکه انعام تو سرمایه هر محرومست
- شمارهٔ ۲۰ - در مدح عزالاسلام معین الدین — عشقبازی دیگرم در تحت فرمان یافتست
- شمارهٔ ۲۴ - شکایت از روزگار — درین مقرنس زنگار خورده دود اندود
- شمارهٔ ۱۸ - در توصیف بهر و مدح رکن الدین صاعد — تا صبا در نقشبندی خامه در عنبر زدست
- شمارهٔ ۳۱ - در مدح فخرالموک برادر پادشاه — تا جهانست شاه صفدر باد
- شمارهٔ ۲۵ - در تهنیت فیروزی — این مژده شنیدی که به ناگاه برآمد
- شمارهٔ ۲۹ - در مدح ملک اعظم حسام الدین اسپهبد مازندران — گر کسی فیض جان همی بخشد
- شمارهٔ ۲۸ - یمدح الصدر السعید امین الدین صالح المستوفی — ایکه خورشید ز رای تو منور گردد
- شمارهٔ ۳۰ - در مدح امیر عزالدین — ترکم امروز مگر رای تماشا دارد
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح امیر یمین الدین — کسیکه قصد سر زلف آن نگار کند
- شمارهٔ ۲۷ - در مدح نظام الملک وزیر — مرا هر ساعتی سودای آن نامهربان خیزد
- شمارهٔ ۲۶ - پیغام بخاقانی شروانی — کیست که پیغام من به شهر شروان برد
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح رکن الدین صاعد و توصیف قلم — ای سعد فلک ترا مساعد
- شمارهٔ ۳۷ - در مدح خواجه صدرالدین — بودم نشسته دوش که ناگه خبر رسید
- شمارهٔ ۳۴ - در مدح ارسلان بن طغرل — روی او تشویر ماه آسمانی میدهد
- شمارهٔ ۴۰ - در مدح قوام الدین — باز خورشید قصد بالا کرد
- شمارهٔ ۳۸ - در مدح صدر اجل شرف الدین علی — جانم از جام می شکر یابد
- شمارهٔ ۳۹ - گویا مدح مجیرالدین بیلقانی باشد بعد از ذم — ایکه موج سینه تو غوطه دریا دهد
- شمارهٔ ۳۵ - در مدح پادشاه ارسلان بن طغرل — نگار من زبر من همی چنان بجهد
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح اقصی القضاه رکن الدین صاعد — روی یارم ز آفتاب اکنون نکوتر میشود
- شمارهٔ ۴۳ - در مدح بدرالین عمر — رخ خوب تو ناموس قمر برد
- شمارهٔ ۴۲ - قصیده — همه میامن این روزگار میمون باد
- شمارهٔ ۴۴ - درمدح امام اجل عزالاسلام معین الدین حسین — باز خورشید چرخ رخشان شد
- شمارهٔ ۴۷ - کتب الیه رشید الدین الوطواط — چون روی تو ماه سمانباشد
- شمارهٔ ۴۶ - قصیده — ایکه خورشید زشرم دل تو آب شود
- شمارهٔ ۴۵ - در مدح معین الدین حسین هنگام ادای حج — شیرمردان چو عزم کار کنند
- شمارهٔ ۴۱ - در مدیح رکن الدین — بهار امسال خوشتر مینماید
- شمارهٔ ۴۸ - اثیرالدین ابهری در مدح جمالدین گوید — از طبع تو جزگهر چه خیزد
- شمارهٔ ۵۱ - در شکایت از روزگار و مرثیت — هیچ رنگ عافیت در حیَز عالم نماند
- شمارهٔ ۴۹ - بیکی از بزرگان که اورا بسوی خود خوانده نگاشته است — ای سخا را از کف تو پیشخورد
- شمارهٔ ۵۰ - در مدح صدر اجل اوحدالدین — باد بهار رخت بصحرا همی کشد
- شمارهٔ ۵۲ - در مدح طغرل شاه سلجوقی — عشقت سوی هر که راه بر گیرد
- شمارهٔ ۵۵ - قصیده — ای کرده تو بر ملک تکبر
- شمارهٔ ۵۶ - در مدح رکن الدین مسعود — حبذا ای نسیم جان پرور
- شمارهٔ ۵۳ - در نکوهش دنیا — الحذار ای غافلان زین وحشت آباد الحذار
- شمارهٔ ۵۴ - من کلامه غفرله — زهی قدرت از عالم فکر برتر
- شمارهٔ ۶۴ - خطاب بمنتجب الدین — اجل منتخب الدین اوحد الفقرا
- شمارهٔ ۶۳ - خطاب بفخر الدین — دعا و خدمت مخدوم خویش فخرالدین
- شمارهٔ ۶۰ - خطاب بچند دوست مسافر خود — سلام من که رساند بدان خجسته دیار
- شمارهٔ ۶۱ - خطاب بجمال الدین که یکی از دوستان اوست — بزرگ منعم و مخدوم من جمال الدین
- شمارهٔ ۵۸ - در وصف بنای مدرسه صدر منصور نظام الدین و مدح امیر نور الدین — زهی عالی بنای قصر معمور
- شمارهٔ ۶۲ - خطاب بشهاب الدین که یکی دیگر از دوستان اوست — خلاصه همه عالم اجل شهاب الدین
- شمارهٔ ۵۹ - در مدح امام فاضل شمس الدین ابوافتح النطنزی — زهی در یای گوهر بخشش موج انگیز پهناور
- شمارهٔ ۵۷ - در مدح اقضی القضات صدرالدین صاعد مسعود — زهی موافق رای تو جنبش تقدیر
- شمارهٔ ۶۶ - خطاب بضیاء الدین — ضیاء دین را دعا همی گویم
- شمارهٔ ۶۸ - حاجی سلام از چاکران باید باشد — زمن بخواهد حاجی سلام پرسش خویش
- شمارهٔ ۶۵ - خطاب بعفیف الدین — عفیف دین در ازه، دعا همیگویم
- شمارهٔ ۶۷ - خطاب بنجیب الدین — حکیم یونان ان فلسفی نجیب الدین
- شمارهٔ ۷۲ - در مدح خواجه بهاء الدین — ای ترا بخت ندیم آمده دولت دمساز
- شمارهٔ ۷۱ - من غرر قصائده فی الحکمه و الموعظه و لله دره — الرحیل ای خفتگان کاینک صدای نفخ صور
- شمارهٔ ۷۰ - در مدح شهاب الدین خالص و شکایت از قحطی اصفهان — ای بر سر آمده تو ز ابنای روزگار
- شمارهٔ ۶۹ - لغز حمام — چه گوئی چیست آن شکل مدور
- شمارهٔ ۷۸ - خطاب بموفق الدین — اجل موفق دین آن خلاصه تحقیق
- شمارهٔ ۷۳ - در وصف بنا و مدح خواجه رکن الدین — ای خورده کوب سقفت ایوان چرخ اطلس
- شمارهٔ ۷۶ - قصیده — ای ترا گاه کرم با هر کسی صد اصطناع
- شمارهٔ ۸۰ - در موعظه حسنه — بذروه ملکوت آی ازین نشیمن خاک
- شمارهٔ ۷۵ - در مدح اقضی القضاه رکن الدین — خیز و بلبل بین و آن شادی بر گل کردنش
- شمارهٔ ۷۹ - در مدح اقصی القضاه رکن الدین — ای بانصاف خواجه آفاق
- شمارهٔ ۷۴ - درمدح رکن الدین مسعود — در آمد ازدرم آنشمع بررخان آتش
- شمارهٔ ۷۷ - در مدح رکن الدین صاعد — زهی حکم تو چون شمشیر قاطع
- شمارهٔ ۸۴ - در مدح امام عالم صدرالدین — بخوب طالع و فرخنده روز و فرخ فال
- شمارهٔ ۸۵ - در مدح قاضی نظام الدین — ای روشن از وجود تو گشته جهان عقل
- شمارهٔ ۸۷ - در مدح اتابک محمد بن ملکشاه — بساط عدل بگسترد باز در عالم
- شمارهٔ ۸۸ - در مدح صدر اجل رکن الدین — زهی دهان تو میم و زلعل حلقه میم
- شمارهٔ ۸۲ - در تحمید باری و نعت پیغمبر — هر نفس کان نز پی یاد جلال ذوالجلال
- شمارهٔ ۸۶ - در مدح صدر اجل ابوالفتوح محمد قوام الدین هنگام مسافرت حج — هزار منت و شکر خدای عز و جل
- شمارهٔ ۸۱ - در مدح شهاب الدین خالص — زهی ز فر تو سر سبز چرخ مینارنگ
- شمارهٔ ۸۳ - در مدح ملک اعظم اردشیربن حسن اسپهبد مازندران — ایکه در دست تو هرگز نرسد دست زوال
- شمارهٔ ۹۴ - در شکایت — اندیشه دل دراز میبینم
- شمارهٔ ۹۲ - در ستایش خود و مدح رکن الدین صاعد — منم آنکس که سخن را شرفم
- شمارهٔ ۹۵ - در مدح اقضی القضاة رکن الدین صاعد — ای طلعت میمون تو سر چشمه اجرام
- شمارهٔ ۹۶ - درمدح امام زین الدین تاج الاسلام — زهی تو حاکم عدل و جهان ترا محکوم
- شمارهٔ ۸۹ - در مدح صدر سعید قوام الدین ابوالفتوح — زهی ز رای تو روشن جهان تیغ و قلم
- شمارهٔ ۹۱ - در مدیح قوام الدین — ای یافته از قدر بر افلاک تقدم
- شمارهٔ ۹۳ - در مدیح — منم که جز بمدیح تو هیچ دم نزنم
- شمارهٔ ۹۰ - درمدح صدرالدین — ای طالع نگون ز تو تا کی قفا خورم
- شمارهٔ ۹۷ - قطعه — من ز جمع شاعران باری کیم
- شمارهٔ ۹۸ - در شکایت از روزگار — منم آنکس که عقل را جانم
- شمارهٔ ۹۹ - درمدح امام اجل معین الدین — ای دو یت و مسند تو دین و دولت را نظام
- شمارهٔ ۱۰۳ - قصیده — کی است نوبت احسان و روزگار کرم
- شمارهٔ ۱۰۴ - قصیده — ای بحق پادشاه روی زمین
- شمارهٔ ۱۰۱ - درتهنیت حج — ای محرم خانه محرم
- شمارهٔ ۱۰۰ - در مرثیه امام سعید جمال الدین محمود — چه شد که عالم معنی خراب میبینم
- شمارهٔ ۱۰۲ - قصیده — ای ز وجود تو کارها چو نگارم
- شمارهٔ ۱۱۲ - قصیده — زهی گشاده بمدح تو روزگار دهن
- شمارهٔ ۱۰۸ - قیامت و حشر و نشر — چو در نورد دفراش امر کن فیکون
- شمارهٔ ۱۰۶ - درمدح نصره الدین جهان پهلوان — زهی بنفحه عدل تو زنده جان جهان
- شمارهٔ ۱۰۷ - قصیده — زهی محل رفیعت ز حد و هم بیرون
- شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح امام العالم اقضی القضاه رکن الدین — ای گذشته پایه قدرت زهفتم آسمان
- شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح امیر شهاب الدین خالص رحمه الله — ای بتو چشم مملکت روشن
- شمارهٔ ۱۰۵ - درتوصیف آتش و مدح رکن الدین مسعود — بگشت گونه باغ از نهیب باد خزان
- شمارهٔ ۱۱۰ - در تقاضای عفو از رکن الدین مسعود صاعد — زهی بعدل تو اقلیم شرع آبادان
- شمارهٔ ۱۱۴ - این قطعه متوسط را یکی از بزرگان عصر از طبع خود باستاد جمال الدین نوشته و او را نزد خود خوانده — ای نقشبند عالم جان اندرین جهان
- شمارهٔ ۱۱۷ - در بیان مقامات خود فرماید — منم که گوهر طبع منست کان سخن
- شمارهٔ ۱۱۸ - در مرثیت قوام الدین صاعد — باز این چه ظلمتست که در مجمعی چنین
- شمارهٔ ۱۱۵ - استاد جمال الدین در جواب نگاشته — ای کلک نقشبند تو آرایش جهان
- شمارهٔ ۱۱۶ - چیستان بنام شمشیر و تخلص بمدح ملک عز الدین — چیست آن آخته آینه گون
- شمارهٔ ۱۲۰ - چیستان بنام شمشیر و مدح اسپهبد مازندران — دولت بیدار دوش کرد زعقل امتحان
- شمارهٔ ۱۱۳ - قصیده — رسول مرگ پیامی همی رساند بمن
- شمارهٔ ۱۱۹ - در مرثیت قوام الدین و تهنیت رکن الدین برای برء مرض — منت خدایرا که بتایید آسمان
- شمارهٔ ۱۲۲ - ولله در قائله — زهی وفای تو مانند نقش بر ناخن
- شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح حسام الدوله والدین اسپهبد ملک مازندران — ای ملوک جهان مسخر تو
- شمارهٔ ۱۲۵ - قصیده — زهی ملک و دین از تو رونق گرفته
- شمارهٔ ۱۲۷ - در وصف قاضی القضاة رکن الدین — ای غم تو چون سویدا جای در دل یافته
- شمارهٔ ۱۲۴ - در نکوهش روزگار — بنگرید این چرخ و استیلای او
- شمارهٔ ۱۲۶ - قصیده — ای ردای شب نقاب صبح صادق ساخته
- شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح صدر سعید ابوالفتوح قوام الدین — ای جهان از تو معطر گشته
- شمارهٔ ۱۲۱ - در مدح خواجه رکن الدین صاعد — ای نهاده گوشه مسند بر اوج آسمان
- شمارهٔ ۱۳۵ - در وصف کاخ — ای حریم حرمت یزدانی
- شمارهٔ ۱۲۹ - قصیده — دارم زعشق روی تو پیوسته ترمژه
- شمارهٔ ۱۳۳ - در مدح رکن الدین مسعود نورالله قبره — بس خرم و فرخست این اضحی
- شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح قوام الدین ابوالفتوح — ای که از لطف جهان جانی
- شمارهٔ ۱۳۱ - در مدح قوام الدین صاعد — آن زلف نگر بدان پریشانی
- شمارهٔ ۱۳۰ - قصیده — ای چشم چرخ چون تو ندیده هنرنمای
- شمارهٔ ۱۳۴ - در مدح رکن الدین مسعود — زهی اخلاق تو محمود همچون عقل و دانائی
- شمارهٔ ۱۳۲ - در وصف بهار و مدح نظام الدین بوالعلای صاعد برادر رکن الدین — اینک نوبهار آورد بیرون لشگری