شمارهٔ ۹۷ - قطعه جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
من ز جمع شاعران باری کیم
من ز لاف دانش و دعوی کیم
من ز نثر پاک چون نثره چه ام
من ز نظم شعر چون شعری کیم
هر زمان گویم که شعر من چنین
من ازین دعوی بیمعنی کیم
گویم از من زنده شد شخص سخن
من نه نفخ صور و نه عیسی کیم
من ید بیضا نمایم در هنر؟
ای مسلمانان من از موسی کیم
طعنه ها در شعر استادان زنم
من بدین دانش ز استهزی کیم
چیست این باد و بروت خواجگی
سیم دارم فاضلم آری کیم
من فراز توده غبرا چه ام
من بزیر قبه اعلی کیم
من زمدت یا زخدمت چیستم
من ز رسم و خلعت اجری کیم
من ندانم تا من عامی صفت
ز اختراع و صنعت انشی کیم
من ز شرح گوهر ثانی چه ام
من ز سر علت اولی کیم
میتوان دانست قدر زرگری
این تکبر چیست پس یعنی کیم
گر ز بهر بندگی نپذیردم
رکن دین من در همه گیتی کیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احوالات و ویژگیهای شاعر است. شاعر خود را از جمع شاعران و مدعیان دانش جدا میداند و بر این باور است که نسبت به دیگران، نثر و نظم خاص و متفاوتی دارد. او بیان میکند که به رغم ادعاهای بسیاری که دارد، در واقع، هنر و تواناییهایش خود را به نمایش میگذارد و از دیگران برتری دارد. همچنین با اشاره به شخصیتهای مذهبی مانند موسی و عیسی، نشان میدهد که او نیز در هنر و دانش، قابلیتهای ویژهای دارد. شاعر به نقد و طعنه به شعر دیگران میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که در مورد مقام و منزلتش در عالم ادبیات و هنر، مطمئن و با اعتماد به نفس است. او همچنین درباره مفهوم تواضع، تکبر و ارزش واقعی دانش و هنر تأمل میکند. در نهایت، در مییابیم که بنیاد ایمان او بر بندگی و خدمت به خدا استوار است.