شمارهٔ ۱۲۳ - شکر تشریف جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دوستی دی بر من آمده بود
دوستی بس ظریف و بس موزون
پیش بنهاد دفتر شعرم
کرد ازو نقدها همه بیرون
گفت آراستست دیوانت
بهمه نوع شعر گوناگون
بغزلهای همچو آب روان
بمدیح چو لؤلؤ مکنون
بمراثی و قطعه و تشبیب
وان دوبیتی که خود چگویم چون
شکر تشریف چون نمی بینم
باز گو شرح آن مرا اکنون
گفتم احسنت نیک فرمودی
زیر آهن هست نکته مضمون
من چو از کس نیافتم تشریف
شکر چون گویم ای ... نت ... بون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گوینده از شخصی خواستار پوستینی است تا بتواند در زمستان از آن استفاده کند. او به حرمت این درخواست اشاره میکند و میگوید که همانطور که پوستین در تابستان حرمت دارد، باید به خواستهاش احترام گذاشته شود. در نهایت تاکید میکند که قبل از آنکه دیگران نیز درخواست پوستین کنند، باید او آن را دریافت کند.