نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۱ - در جواب رشیدالدین وطواط جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدایگان افاضل رشید دولت و دین

جهان سروری و عالم هنرمندی

زبیم آنکه خداوند را ملال بود

دراز می نکنم شرح آرزومندی

ایا بلطف بفرزندیم پذیرفته

ببندگیم نبوده طمع که نپسندی

چه قدر و قیمت دارد رهی و مثل رهی

که یاد او کنی و خاطر اندروبندی

غریب نیست ز لطف تو گرتمام کنی

بنای بندگیم چون اساس افکندی

دل خلایق بر مهر خویش کردی جمع

نصیب فضلی کاندر جهان پراکندی

زاشتیاق تو بر من همه جهان گریند

چنانکه تو بهتر بر همه جهان خندی

ازین سپس بلقا کوش کاشتیاق رهی

ازان گذشت که یابد زنامه خرسندی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به رابطه‌ای دوستی اشاره دارد که در آن دو دوست همیشه با هم هستند و هیچ‌کدام از آن‌ها از دیگری آزرده خاطر نیستند. نه جنگی میانشان وجود دارد و نه آشتی، و هیچ گونه کینه یا عتابی بین آن‌ها نیست. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که اگر کسی بخواهد خود را در این نوع دوستی خوب و نیک ببندد، در واقع ممکن است دچار ریاکاری شود، چرا که نگه داشتن دوستی با دو دل و بدون صداقت، درست نیست.