شمارهٔ ۲۶ - پیری جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
وقت است دلا اگر بترسی
گر آدمی از عدم بترسد
اینک بدمید صبح پیری
و اختر ز سپیده دم بترسد
چون تهمت مرگ هست بر تو
میترس که متهم بترسد
ای طبل تهی حرام کم خور
تا طبل کم از شکم بترسد
گر در حرمی مباش ایمن
بس صید که در حرم بترسد
طبع ار چه بمال تشنه باشد
زافزون شدن درم بترسد
معذور بود بنزد عاقل
مستسقی ار از ورم بترسد
هر کس که نترسد او زمحشر
در محشر لجرم بترسد
از مرگ همی نترسی ای شیر
از وی نه تو روستم بترسد
از مرگ ترا چه باک باشد
مرگ از چو تو محتشم بترسد
گیرم که ز گور می نترسی
خود شیر ز گور کم بترسد
شوخی مکن و بترس از آتش
کز آتش شیر هم بترسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع ترس از مرگ و پیامدهای آن میپردازد. شاعر به فردی که از عدم و مرگ نمیترسد، هشدار میدهد که حتی قویترین افراد هم مانند شیر باید از مرگ و عذابهای آن بترسند. او میگوید که ترسیدن امری طبیعی است و فرد باید به عواقب اعمال خود توجه کند. همچنین، اشاره میکند که هر کسی که به عواقب عمل خود توجه نکند، باید از محشر و عذابهای آن بترسد. در نهایت، تاکید بر این است که حتی قویترین و بیباکترین انسانها نیز باید از آتش جهنم و عذابهای پس از مرگ و به دنبال آن از اعمال خود بترسند.