شمارهٔ ۲۷ - موی سپید جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
موی سپید چیست ندانی زبان مرگ
زیرا که هر که دید ز خود ناامید شد
دی از زبان حال همیگفت با دلم
چیزی که جان ز ترس چو از باد بید شد
گفتا که برگ مرگ بساز ارنخفتهای
تا چند گویمت که زبانم سفید شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره مفهوم موی سپید و نمادهای مرگ و ناامیدی است. شاعر به این موضوع میپردازد که هر کسی با دیدن موی سپید ممکن است از زندگی ناامید شود. او از زبان دل صحبت میکند و به چالشهای زندگی اشاره میکند. در ادامه شاعر به نحوه برخورد دوستان و اطرافیان با فرد اشاره میکند و میگوید که اگرچه ممکن است دوستان اشتباهاتی داشته باشند، اما باید با بخشش و محبت با یکدیگر رفتار کنند و به جای شکایت، شکرگزاری کنند. در نهایت، شاعر مینویسد که اگر گناهی از حد بگذرد، دیگر باید به آن پرداخته شود.