نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵ - جواب مجیر بیلقانی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هجو میگوئی ای مجیرک هان

تا ترا زین هجا بجان چه رسد

در صفاهان زبان نهادی باش

تا سرت را ازین زبان چه رسد

چند گوئی که در دقایق طبع

خاطر اهل اصفهان چه رسد

... در ... گنجه و تفلیس

تا بشروان و بیلقان چه رسد

... در ریش خواجه خاقانی

تا بتو خام غلتبان چه رسد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار درباره‌ی ستایش و عظمت پادشاهی است که بندگی و خدمت به او باعث رشد و ترقی می‌شود. شاعر با اشاره به حسن حکومت و عدالت پادشاه، تأکید می‌کند که بندگان او تحت حمایت و لطف او قرار دارند و به ثمرات مثبتی دست می‌یابند. او همچنین به اهمیت حمایت از علم و دانش اشاره کرده و بیان می‌کند که وجود پادشاه باعث امنیت و سعادت کاخ و دیار می‌شود. در نهایت، شاعر امیدوار است که صبر و پشتکار او به نتیجه برسد و روزگاری خوش و پر از کامیابی نصیب همه شود.