شمارهٔ ۴۸ - خوان از خون جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خوان میفکند کنون مسلمانان
آن خواجه که سگ بر او شرف آرد
خوانی که ز خون آدمی باشد
افطار بدان کسی روا دارد؟
خود کس نرود و گر رود آنجا
دربانش و پرده دار نگذارد
خوانی چه کنی که میزبان او را
هر لقمه هزار بار بشمارد
آن سفره نحس مردریگش بین
کش پیش شدن کسی نمی یارد
وان قرص حقیر چون هلال صوم
کش گرسنگی ز لب همی بارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خلقت انسان و قدرت عقل اشاره میکند. او میگوید که خداوند انسان را با لطف و رحمت خویش آفرید و به او توانایی بیان و فصاحت داد. همچنین به تأخیری که در ارائه این نعمت پیش آمده نیز اشاره میکند و میگوید که در نهایت، اگر کسی از این نعمت خوب بهرهبرداری نکند، مثل شیر در دهانش نمیماند.