شمارهٔ ۴۹ - کیفر مجیرالدین بیلقانی در هجای اصفهان جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
زاول که نفس ناطقه را از شعاع عقل
ایزد به لطف خویش و به رحمت بیافرید
پستان خویش در دهن شاعران نهاد
تا هر کسی به قدر فصاحت همی مکید
وز بهر اینکه دیرتر آمد مجیردین
شیرش نمانده بود پس اندر دهانْش رید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است از صایم الدهر که به روزهداری و قوانین دین اشاره دارد. شاعر از سختیهایی که در روزهداری تجربه میکند میگوید و اینکه در طول روز محو کار و خواب است و شبها در حالت بیداری و نظارت به سر میبرد. او به وضعیت افراد دیگر که در عید به خوردن و نوشیدن مشغولند و نسبت به او بیاعتنایی میکنند، اشاره میکند. در نهایت، شاعر از خداوند طلب یاری میکند تا در روز عید به او رخصتی بدهد و روزهداری را برایش آسان کند.