شمارهٔ ۶۶ - دوری جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بدانخدای که بی گرد موکب امرش
غبار صبح برین سبز طاق ننشیند
همای سلطنت او چو بال بگشاید
بر آشیانه این نه رواق ننشیند
سوی معارج عرشش سفر نداند عقل
گر از هدایت او بر براق ننشیند
که نیم ساعت دوری ز حضرت عالیت
مرا برابر ملک عراق ننشیند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر این است که اگر شاعر به کسی دشنام دهد، آن شخص این رفتار را به عنوان وظیفه خود میپندارد. همچنین اگر کسی از او توهینی دریافت کند، در انتها انتظار دارد که همان توهین دوباره به او بازگردانده شود. شاعر به این نکته اشاره میکند که کسانی که در برابر دیگران چنین رفتارهایی از خود بروز میدهند، همیشه در انتظار رفتار مشابهی از طرف دیگران خواهند بود و در نتیجه، این دور باطل ادامه خواهد داشت. در نهایت، توضیح میدهد که هر کسی چنین رویهای داشته باشد، باید انتظار رفتار مشابهی را از دیگران داشته باشد.