شمارهٔ ۷۷ - خدایگان شریعت جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خدایگان شریعت علاء دین رسول
رسول عزم تو از باد تیز تر گذرد
سپهر پیر باین نیلگون قبا که بود
بدرگه تو رهی وار با کمر گذرد
اگر همای جلال تو بال بگشاید
ازین صحیفه سیمین چو تیر برگذرد
ز عشق گرد سمند سپهر جولانت
چو سیل حادثه بر روضه بصر گذرد
ز لفظ عذب تو چندان ملک حکایت کرد
که تا بحشر جهان بر سر شکر گذرد
بهر دیار که خشم تو کار زار کند
زمانه بر سر خونابه جگر گذرد
جهان در آرزوی کسب کیمیای شرف
بخاک ساحت فرخنده ات بسر گذرد
گشاد تیر ترا دهر ناوکی پرداخت
که گر بخواهی ازین نیلگون سپر گذرد
مگر سموم بلا بر گرفت خاک درت
کزین سرای باندیشه مختصر گذرد
مگر که بحر بخاک در تو نزدیکست
که روزگار از و دست پر گهر گذرد
خجسته رای منیر ترا چه کم گردد
که از گناه یکی تیره روی در گذرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این چند بیت، شاعر به انتقاد از کسانی میپردازد که به زشتی و عیبجویی دیگران میپردازند، بهویژه کسانی که خود در جایگاه مناسبی نیستند. او اشاره میکند که کسی که خود از زادگاهش (اصفهان) محروم شده، چگونه میتواند به عیوب دیگران (روم) بپردازد و از آنها اظهار نظر کند. به عبارت دیگر، او بر این عقیده است که افرادی که خود دچار مشکلات و کمبودها هستند، شایستهی انتقاد از دیگران نیستند.