نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۳ - پاس راز جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخدائی که علم واسع او

از سرایر جدا نشد هرگز

کان سخن کامد از تو در گوشم

با زبان آشنا شد هرگز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده به توصیف شهری آشوب‌زده و مردمی می‌پردازد که دچار فریب و تلبیس هستند. او با عباراتی تند، این وضعیت را ناپسندیده و دعای نابودی برای شهر و مردم آن می‌کند. در نهایت، اشاره به دوزخ و ابلیس می‌کند که نشان‌دهنده شدت ناامیدی و ناخرسندی او از اوضاع حاکم است.