شمارهٔ ۸۸ - شهر اصفهان جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
نیست شهری چو شهر اصفاهان
بحقیقت ز شهرهای عراق
که ببینی درو خساست و بخل
که نیابی درو دروغ و نفاق
خواجگانی بنام و ننگ درو
هر یکی حاکمی علی الاطلاق
همه را خواجگی باستعداد
همه را سروری باستحقاق
هم دهنده همه ولی دشنام
هم خورنده همه ولیک اطلاق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به زیبایی و جذابیت شهر گنجه اشاره میکند و آن را بهشتی بر روی زمین توصیف مینماید. او میگوید که در هیچکجای عالم نمیتواند زیبایی و عطر این شهر را پیدا کند. رنگ و بوی آن به قدری دلانگیز است که حتی آب آن نیز طعم زعفران را دارد. این شهر به قدری شورانگیز و پرجنبوجوش است که انسان را به رقص و شادی وا میدارد.