نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۶ - دوری از خدمت جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بخدائی که فیض رحمت او

کرد از بند حرص آزادم

که من از خدمت چو تو مخدوم

تا به ناکام دور افتادم

نه دو دیده بخواب دربستم

نه دهن را بخنده بگشادم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به بیان این موضوع می‌پردازد که عمرش در انتظار گذشته و هرچند می‌تواند صبر کند، اما دیگر نمی‌تواند بیشتر از این صبر کند. او خود را فردی ادیب و با صبر می‌داند، اما به ظاهری احساس می‌کند که صبرش به پایان رسیده است.