نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۷ - التفات من الغیبة الی الخطاب بلسان المناجات جامی

جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

یا جلی الظهور و الاشراق

کیست جز تو در انفس و آفاق

لیس فی الکائنات غیرک شی

انت شمس الضحی و غیرک فی

فی چه باشد به فارسی سایه

سایه از روشنی برد مایه

سایه را در مواقع تعلیم

ضؤ ثانی رقم زده ست حکیم

نور چون از صرافتش نازل

گشت، نامش کنند فی یا ظل

دو جهان سایه است و نور تویی

سایه را مایه ظهور تویی

این و آن صورت است و معنی تو

نیست موجود صورتی بی تو

پرده صورت از میان بردار

بیش ازین بند صورتم مگذار

بلکه بیرون ز صورت و معنی

روی بنما که طی شود دعوی

چیست دعوی توهم من و ما

رؤیت غیر و اعتبار سوا

حرف ما و من از دلم بتراش

محو کن غیر را و جمله تو باش

خود چه غیر و کدام غیر اینجا

هم ز تو سوی توست سیر اینجا

در بدایت ز توست سیر رجال

در نهایت به سوی توست مال

اول ره تویی و آخر هم

بلکه سیر و مسیر و سایر هم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توحید و وحدت وجود اشاره دارد و از وجود خداوند به عنوان منبع نور و حقیقت صحبت می‌کند. شاعر بیان می‌کند که غیر از خدا در کائنات هیچ‌چیزی وجود ندارد و همه چیز در سایه نور اوست. سایه و نور به عنوان نمادهایی از ظاهر و باطن در نظر گرفته می‌شوند و شاعر از خواننده می‌خواهد تا پرده‌های صورت و ظاهر را کنار بزند و به حقیقت باطن برسد. در نهایت، او تأکید می‌کند که همه چیز به او منتهی می‌شود و هیچ‌چیز جدا از او نیست. این پیغام شامل دعوت به سیر و سلوک در مسیر شناخت و شهود خداوند است.