بخش ۱۴۶ - اشارة الی قولهم عند الصباح یحمد القوم السری جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
روش سالکان که معنوی است
گاه ایمان نه عیب شبروی است
ظلمات حجب گرفته تمام
از یمین و یسار و خلف و امام
با وجود هزار راهنمای
باشد انده فزای و محنت زای
بامدادان که سرزند ز زمین
پرتو انکشاف صبح یقین
برود از میانه ظلمت شب
اشرقت ارضهم بنور الرب
شبروی را شوند قدر شناس
بگشایند لب به شکر و سپاس
ترک پندار ما و من گویند
حمد من أذهب الحزن گویند
هر چه جز حق همه غم است و حزن
چه سرا و دکان چه بچه و زن
بر تو باشد ز هر یک اندوهی
که تحمل نیاورد کوهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به روش سالکان و جویندگان حقیقت میپردازد. بیان میکند که گاهی ایمان به جای عیب، نقص شبروی است و وجود پردهها و حجابهای تیره موجب غفلت و درد است. با وجود راهنمایان زیاد، انسان ممکن است دچار اندوه و محنت شود. اما بامدادانی که نور یقین را میآورد، میتواند وجود هر ظلمتی را روشن کرده و دلها را شاد کند. در این راه، شناخت قدر شبرویان و سپاسگزاری از خدا ضروری است. همچنین اشاره میشود که هر آنچه غیر از حقیقت باشد ایجاد غم و اندوه میکند و در نهایت، بار اندوه بر دوش انسان سنگینی میکند.