بخش ۱۴۷ - ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوالها جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
لیک چون نفحه ای ز حق گذرد
گرچه غم کوهها بود برد
ان لله منزل البرکات
فی احایین دهرکم نفحات
متعرض شوید آنها را
قابل آن کنید جانها را
ای بسا نفحه آمد و تو به خواب
بر مشامت زد و تو مست خراب
می دهد بوی گل و نسیم سحر
لیک ازان مرد خفته را چه خبر
نفحه آمد ز حق نپذرفتی
نفحه آمد دماغ بگرفتی
نفحه آمد نصیب بیداران
نفحه آمد طبیب بیماران
آن که بیدار نی نیافت نصیب
وان که بیمار نی نخواست طبیب
ای خدا نفحه ای کرامت دار
که شوم از شمیم آن بیدار
باز بفرست نفحه ای دیگر
که به بیداریم بود در خور
بعد ازان نفحه ای که من بی من
برورم بوکشان سوی گلشن
گلشنی کان بود اوان العرض
جنت عرضها السما و الأرض
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مفهوم "نفحات" اشاره میکند، یعنی لحظهها و بادههای الهی که از حق میگذرد و میتواند به روح و جان انسانها زندگی بخشد. او بیان میکند که این نفحات اگرچه ممکن است درد و غم را از دل کوهها به دوش بکشند، اما در حقیقت، منبع برکت و رحمت هستند. شاعر تأکید میکند که این لحظات رحمت الهی باید مورد توجه و استقبال قرار گیرند و کسانی که بیدارند میتوانند از این نعمتها بهرهمند شوند. در نهایت، او از خداوند درخواست میکند که دوباره نفحهای برای بیداری او بفرستد، تا از بوی خوش گل و نسیم سحر بهرهمند شود و به گلشن الهی نزدیکتر گردد.