بخش ۱۵۹ - در مذمت آنان که صحابه کرام را رضی الله عنهم مذمت می کنند و بیان آنکه مذمت جاهل در حقیقت محمدت است و محمدت او مذمت جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
هر که را رفض خلق شد خلق است
نه خلق بلکه ننگ ما خلق است
چه بتر زان که ابلهی ز عوام
لب گشاید به سب صحب کرام
چه بتر زان که جاهلی ز سفه
گوید اندر حق صحابه تبه
آن که باشد مدیحش از ذم کم
چون بود گر برآرد از ذم دم
وان که باشد دعای نفرین بوی
چون بود گر کند به نفرین روی
مدح جاهل به صورت ار مدح است
گر به معنی نظر کنی قدح است
ورچه قدحش بود به ظاهر قدح
لیک باشد ز روی معنی مدح
زانکه مدح از مناسبت خیزد
جنس در مدح جنس آویزد
نقص باشد ز مرد صاحبدل
که بود همطویله جاهل
قدح کردن ز جنی و انسی
هست برهان بعد و ناجنسی
دور بودن ز شیوه جهال
از سمات فضیلت است و کمال
. . .
. . .
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مسأله فرهنگ و علم میپردازد و به نقد ابلهان و جاهلان میپردازد که بدون آگاهی صحبت میکنند. شاعر میگوید که سخن گفتن از خوبیها و شخصیتهای بزرگ با نادانی و جهالت، نه تنها نادرست است بلکه ننگی برای فرهنگ و عقل انسانی به شمار میآید. او مدح نابجا و ظهور جاهلان را مورد انتقاد قرار میدهد و بیان میکند که واقعی بودن تعریف و تمجید از فرد، باید به مناسبت و شناخت عمیق از آن شخص برگردد. در نهایت، شاعر اشاره میکند که دوری از سبک و سلوک جاهلان، نشانهای از فضیلت و کمال است.