بخش ۲۲ - در مذمت آنان که به جهت اجتماع عوام و استجلاب منافع معاش از ایشان مجالس آرایند و به سبیل جهر و اعلان به ذکر حق سبحانه و تعالی اشتغال نمایند جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
می زند شیخ ما ز شور و شغب
صیحه صبحگاه و هی هی شب
حزب اوراد صبح می خواند
خویش را حزب حق همی داند
سر پر از کبر و دل پر از اعجاب
روی در خلق و پشت بر محراب
صف زده گردش از خران گله ای
درفکنده به شهر ولوله ای
چیست این شیخ ذکر می گوید
لوث غفلت به ذکر می شوید
ناگهان مردکی دوید از در
کرده در گوش شیخ و یاران سر
که فلان خواجه یا امیر رسید
حضرت شیخ را محب و مرید
شیخ و اصحاب ز دست شدند
از شراب غرور مست شدند
ذکر را شد چنان بلند آهنگ
که از آن مردم آمدند به تنگ
گشت خشک از فغان سقف شکاف
ذاکران را درون ز لب تا ناف
آن یکی بر دهان کف آورده
وز کف خود طپانچه ها خورده
وان دگر جیب خرقه چاک زده
دمبدم آه دردناک زده
وان دگر یک به های های دروغ
کرده آغاز گریه های دروغ
گفته هر کس که دیده آن گریه
هذه فریت بلا مریت
خنکی چند کرده خود را گرم
نه ز خالق نه از خلایق شرم
شیخ چون ذکر را فرو آرد
رو به میدان گفت و گو آرد
سخن از کشف راند و الهام
فرق گوید میان حال و مقام
سر تجرید و نکته توحید
گوید اما مشوب با تقلید
او ز تحقیق دم زند اما
رسم تقلید سازدش رسوا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شیخی که در حال ذکر و دعاست، به شدت تحت تأثیر هیجان و شور و شغب قرار گرفته و گروهی از مریدانش نیز به وی میپیوندند. ناگهان خبر میرسد که یکی از خواجهها یا امیران به جمع آنها نزدیک میشود و این موضوع باعث میشود که شیخ و یارانش به شدت شگفتزده و مست از غرور شوند. ذکر آنها به حدی بلند میشود که باعث ناراحتی مردم اطراف میگردد و صحنهای از هیاهو و جنجال شکل میگیرد. هر یک از حاضران به نوعی به ابراز احساسات میپردازند و هر کس برای نشان دادن احساسات خود، اقدام به گریه یا اظهار ندامت میکند. شیخ نیز در این میان از ذکر و الفاظ مذهبی استفاده میکند، اما در عین حال تحت تأثیر تقلید و کبر قرار دارد و در واقع در تلاش است بین حالات مختلف عرفانی تفاوت قائل شود. این شعر به نقد وضعیتهای ظاهری و ریاکاری در ساحت معنوی پرداخته و تأکید دارد که این نوع رفتارها در حقیقت از عمق روحانی و واقعی دور است.