بخش ۲۳ - تمثیل جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
مرده لوزینه پز چو از کینه
سازد از سیر حشو لوزینه
شکل لوزینه می زند فریاد
هستم از سیر و بوی او آزاد
لیک حشوش به طعم گوید و بوی
حشو لوزینه بین و حشو مگوی
چون معارف به آخر انجامد
شیخ از گفت و گو بیارامد
مرده قوال را دهند آواز
تا کند پرده سماع آغاز
جنبد از گوشه ای بد آوازی
نغمه سازی ترانه پردازی
نغمه سازی که دف گرفته به چنگ
آیدش نغمه خارج آهنگ
بس که بلغم شود گلوگیرش
سرفه آید به جای تحریرش
حلقش از صوت پرخراش درد
گردن ذوق را به اره برد
قول قوال چون بدین منوال
گرم شد جست صوفیی فی الحال
دیگران هم موافقت کردند
می ز جام موافقت خوردند
یکی از چپ یکی ز راست دوان
گردشان حلقه بسته پیر و جوان
هیچ یک را به دل قبولی نه
پای کوبان ولی اصولی نه
همه بر بانگ نای و دف رقصان
لیک رقصان به جانب نقصان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر از حال و هوای یک جمعیت در حال رقص و سماع صحبت میکند. در این مجلس، مردهای به نام لوزینه در حال قضاوت درباره طعم و بوی حشوش است و احساس آزادی میکند. اما در حقیقت، او از فشار حشوش رنج میبرد. در این تجمع، قوال (خواننده) شروع به خواندن میکند و صدایش باعث حرکت و جنبش دیگران میشود. نغمهساز سعی دارد با موسیقی حال و هوای مجلس را شاد کند، اما مشکلاتی مثل بیماری و سرفه او را آزار میدهد. در این بین، شرکتکنندگان به رقص و شادی ادامه میدهند، هرچند که در دل هیچکدام پذیرش واقعی نیست و رقص آنها بیشتر به سمت نقصان میگراید تا کمال. کل جمع با اینکه در ظاهر راضیاند، در باطن فاقد توافق و همدلی عمیق هستند.