بخش ۵۴ - اشارة الی ما قاله بعض کبراء العارفین فی معنی قوله تعالی «یا ایها الناس اتقوا ربکم » الایة ان الامر ذم و حمد فکونوا وقایته فی الذم واجعلوه وقایتکم فی الحمد تکونوا ادباء عالمین جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
متقی نفس خویش را چو شناخت
در شرورش وقایه حق ساخت
سپری شد به پیش حق که مدام
دارد او را نگه ز تیر ملام
هر چه آمد ز جنس نقصان پیش
داشت مسند به نفس ناقص خویش
گرچه در کیش صاحب تفرید
آن تقاضا همی کند توحید
که همه فعل ها چه زشت و چه خوب
بی وسایط به حق بود منسوب
لیک از آنجا که شیوه ادب است
نسبت فعل شر به حق عجب است
همچنین از مقوله افعال
هر چه دید از قبیل خیر و کمال
ساخت خاطر تهی ز وایه خویش
کرد حق را در آن وقایه خویش
نزد از نفس و فعل نفس نطق
داشت بی واسطه مضاف به حق
تا نیفتد در آن فساد و خلل
از ظهور و غرور نفس دغل
نزند سر ریا و عجب ازوی
گرددش نامه رعونت طی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
متقی وقتی نفس خود را شناخت، برای حفاظت از آن در برابر شرارتها به حق پناه برد. او با این حفاظت، سدی در برابر ملامتها فراهم آورد و خود را از عیوب و نقصهای نفسانی دور نگه داشت. با وجود اینکه در جوهره توحید و کیفیت اعمال، همه کارها به حق نسبت داده میشود، اما باید در ادب و احترام، نسبت افعال زشت به حق را درست رعایت کرد. بنابراین، شخص متقی با خالی کردن دلش از خودی، افعال خیر و کمال را به حق نسبت میدهد، و به این ترتیب از افتادن در فساد و خودپرستی جلوگیری میکند و از غرور و ریا دور میماند.