بخش ۵۶ - تحریض علی طلب الادب و تحریض علی ادب الطلب جامی
جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
اَدِّبوا النَّفْسَ اَیُّها الْاَصْحاب
طُرُقُ العِشْقِ کُلُّها آداب
مایه دولت ابد ادبست
پایه رفعت خرد ادبست
جز ادب نیست در دل ابدال
جز ادب نیست دأب اهل کمال
چیست ادب داد بندگی دادن
بر حدود خدای ایستادن
قول و فعل و شنیدن و دیدن
به موازین شرع سنجیدن
با حق و خلق و شیخ و یار و رفیق
ره سپردن به مقتضای طریق
حرکات جوارح و اعضا
راست کردن به حکم دین هدی
خطرات خواطر و اوهام
پاک کردن ز شوب نفس تمام
در ادای حدود بی تغییر
از غلو دور بودن و تقصیر
نه به افراط هیچ افزودن
نه ز تفریط هیچ فرسودن
دین و اسلام در ادب طلبیست
کفر و طغیان ز شوم بی ادبیست
گوش کن قصه نصاری را
که چو کردند قبله عیسی را
بس که در شأن او غلو کردند
دین و ملت فدای او کردند
سر زد از سر جان شان ناگاه
کالمسیح بن مریم ابن الله
. . .
. . .
گفت در مدحت علی سخنان
که نیاید جز از دروغ زنان
هست قدر علی ازان اعلی
که رسد فهم . . . آنجا
خود علی را چه ننگ ازان افزون
کش ستایش کنند مشتی دون
دون مگو بل ز دون بسی دونتر
در کمی از کم از کم افزون تر
همه را از ردی به دوش ردی
به حدیث نبی و نص نبی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، شاعر به اهمیت ادب و آداب در عشق و زندگی اشاره میکند. او میگوید که ادب پایه و اساس کمال انسانهاست و بدون آن نمیتوان به درجات عالی رسید. ادب به معنای احترام به حدود الهی و رعایت موازین شرع در گفتار و کردار است. همچنین، شاعر هشدار میدهد که بیادبی به کفر و طغیان منجر میشود. او داستان نصاری را مثال میآورد تا نشان دهد که غلو در حق و مقام معنوی کسی میتواند به انحراف دین بینجامد. در نهایت، شاعر به ارزش علی (ع) اشاره کرده و تأکید میکند که ستایشهای بیپایه و افراطآمیز در واقع ننگی بر اوست، زیرا مقام او بالاتر از این قبیل ستایشهاست.