نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۶ - در بیان آنکه آدمی کل است و سایر اشیا به مثابه اجزا جامی

جامی / دفتر اول / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

آدمی چیست برزخی جامع

صورت خلق و حق در او واقع

نسخه مجمل است و مضمونش

ذات حق و صفات بیچونش

متصل با دقایق جبروت

مشتمل بر حقایق ملکوت

باطنش در محیط وحدت غرق

ظاهرش خشک لب به ساحل فرق

یک صفت نیست از صفات خدا

که نه در ذات او بود پیدا

هم علیم است و هم سمیع و بصیر

متکلم مرید و حی و قدیر

همچنین از حقایق عالم

همه چیزی بود در او مدغم

خواهی افلاک و خواهی ارکان گیر

خواه کان یا نبات و حیوان گیر

صورت نیک و بد نوشته در او

سیرت دیو و دد سرشته در او

گرنه مرآت وجه باقی بود

از چه رو شد فرشته را مسجود

بود عکس جمال حضرت پاک

اگر ابلیس پی نبرد چه باک

هر چه در گنج کنت کنز نهان

بود، در وی خدا نمود عیان

خلق را در ظهور پیدایی

هستی اوست علت غایی

زانکه عرفان بود سبب آن را

و اوست مظهر کمال عرفان را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف جایگاه انسان به عنوان موجودی برزخی و جامع می‌پردازد. او آدمی را ترکیبی از جمال الهی و صورت مادی می‌داند که در او ذات حق و صفات بی‌نهایتش تجلی یافته است. انسان به دقایق عرفانی و حقایق ملکوتی متصل است و در باطنش در یک وحدت عمیق غرق شده، در حالی که ظاهرش ممکن است بی‌روح و خشک به نظر برسد. شاعر به ما می‌گوید که تمامی صفات خدا در انسان وجود دارد؛ انسان علم، شنیدنی، دیدنی، گفتگو، اراده و حیات را در خود دارد. تمام موجودات، از جمله افلاک، زمین و موجودات زنده، در ذات او متجلی شده‌اند. او هم نیکی و هم بدی را در خود دارد و حتی ابلیس نیز که برتری انسان را نادیده گرفت، در واقع تصویری از جمال الهی را نبیند. در نهایت، شاعر می‌گوید که هستی انسان سبب شناخت و عرفان است و او خود تجلی کمالات عرفانی است.