بخش ۱۵ - پرسیدن پسر از سبب نقصان عشق عارف که عاشقق معنی بود به واسطه نقصان حسن صورت جامی
جامی / دفتر دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
روزی آن نوجوان به عارف گفت
کای شناسای رازهای نهفت
چون تو را دل اسیر معنی بود
عشق معنی ز صورت اولی بود
حسن معنی نمی شود سپری
عشق آن باشد از زوال بری
عشق تو چون فتاد در کم و کاست
خاطر تو ز من رمیده چراست
مرد عارف چو آن سؤال شنید
از جواب سؤال چاره ندید
گفت آنجا که جلوه معنیست
وهم نقص و زوال را ره نیست
حسن او لایزال و لم یزل است
عشق آن بی قصور و بی خلل است
هر که را زد جمال معنی راه
دست تغییر ازان بود کوتاه
لیک معنی جز از لباس صور
نشود جلوه گر بر اهل نظر
رخ ز هر صورتی که بنماید
به جمال خودش بیاراید
جرعه حسن خود بر او ریزد
حلیه خویش ازو درآویزد
عالمی مبتلای او گردد
پایبند وفای او گردد
لیک هر یک به قدر همت خویش
گیرد آیین عشق ورزی پیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، نوجوانی از عارف میپرسد که چرا عشق به معنی و حقیقت به نظر میرسد. عارف در پاسخ میگوید که عشق واقعی از زوال و نقصان آزاد است و وقتی شخصی به عمق معنی پی ببرد، تغییرات ظاهری دیگر تأثیری بر او ندارند. او توضیح میدهد که جمال (زیبایی) حقیقی همیشه ثابت و بینقص است و عشق به معنای آن است که انسان به فهم و درک عمیقتری از حقیقت برسد. عارف همچنین اشاره میکند که هر کس به اندازه همت خود، میتواند به این عشق ورزی بپردازد.