نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - سلطان العارفین قدس الله تعالی سره در بادیه کله ای دید بر وی نوشته خسرالدنیا و الآخرة از زمین برداشت و بوسه داد و فرمود که این سر صوفیی است که دو جهان را برای خدای درباخته است جامی

جامی / دفتر دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

بحر بس ژرف و یم بس طامی

قطب حق بایزید بسطامی

بود روزی به بادیه گذران

دید فرسوده کله ای و بر آن

آیتی ثبت بود کش معنی

بود خسران دنیی و عقبی

چون بر آن سر نوشته را نگریست

بوسه ها زد بر آن و زار گریست

کین سر صوفیی ست افتاده

دو جهان را برای حق داده

برگزیده زیان هر دو سرای

تا بود سودش از میانه خدای

ای خوش آن کس که شد پی این سود

به زیانکاری جهان خوشنود

از دو عالم همین خدا طلبید

دو جهان داد و یک خدای خرید

هر چه بودش ز جنس دنیی و دین

باخت در عشق حق خلیل آیین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عمیق‌ترین معانی روحانی و عشق به خدا سخن می‌گوید. شاعر از بایزید بسطامی و حالت او در یک روز سفر یاد می‌کند که به طور تصادفی کله‌ای فرسوده را در بیابان می‌بیند. بر روی آن کله آیتی نقش بسته که به بی‌ارزشی دنیا و آخرت اشاره دارد. بایزید در مقابل این نوشته به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیرد، بوسه می‌زند و می‌گرید، زیرا این کله نمایانگر یک صوفی است که همه چیز را برای خدا داده است. شاعر می‌گوید که کسی که در این راه قدم برمی‌دارد و از دنیا و آخرت خود می‌گذرد، بی‌نهایت خوشبخت است. او به جای طلب دو جهان، فقط خدا را می‌طلبد و در عوض، دو جهان را به دست می‌آورد و یک خدای حقیقی را می‌خرد. شاعر تأکید می‌کند که هر چه از دنیای مادی و مذهبی دارد، در عشق به خدا می‌بازد و با این باخت، سود واقعی را به دست می‌آورد.