بخش ۷ - اشارت به تقسیم محبت به ذاتی و صفاتی و افعالی و آثاری جامی
جامی / دفتر دوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یا بود عشق منتشی از ذات
یا بود منبعث ز حسن صفات
یا ز افعال یا ز آثارش
می شمر منحصر درین چارش
عشق ذات آن بود که باشد دل
سوی حق خالی از غرض مایل
باز یابد ز خویشتن طلبی
که نباشد معینش سببی
کششی خیزد از درونه جان
که عبارت ازان کشش نتوان
هم عبارت ازان بود کوتاه
هم اشارت در آن بود گمراه
گر بپرسی که کیست محبوبیت
زین تک و پوی چیست مطلوبت
خوابت از چشم اشکبار که برد
صبرت از جان بیقرار که برد
رو به ره داشت جان آگاهت
چون فتادی ز ره که زد راهت
در جواب سؤال ماند لال
دم نیارد زد از حقیقت حال
هر چه بر خاطرش شود ظاهر
باشد از حسب حال او قاصر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بررسی ماهیت عشق میپردازد و چهار نوع منبع آن را معرفی میکند: ذات، صفات، افعال و آثار. عشق واقعی آن است که دل به سوی حق و بدون غرض متمایل شود. این کشش درون انسان ناشی از طلبی عمیق است که هیچ دلیل مشخصی ندارد. عشق تا حدودی قابل توضیح نیست و در بیان آن انسان را دچار سکوت میکند. هر آنچه در ذهن انسان ظهور میکند، به حال و شرایط او وابسته است و نمیتواند به طور کامل حقیقت عشق را نشان دهد.