بخش ۲ - این معدلت نامه ایست متحف به سلاطین که سلاله طین فطرت آدم اند و لهوی را که آخر آن فناست و آن شغل به زخارف دنیاست از دل ایشان بیرون برده اند و صورت عافیت از آن بلا را عاقبت خیر ایشان کرده که حرز خلد ملکهم حاشیه صحیفه روزگار ایشان باد و دعای دام جامی
جامی / دفتر سوم / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
بعد حمد حق و درود نبی
نیست پوشیده بر ذکی و غبی
که ظلال الله اند پادشهان
راحت رنجیدیدگان جهان
سایه بان ساخته ز چتر سیاه
زآفتاب حوادث اند پناه
چترشان مختصر به پیش نظر
ظلش از نور مهر شامل تر
ملک اگر جمع اگر پریشان است
اثر عدل و ظلم ایشان است
عدل ایشان کند به دانش و داد
خانه ملک را قوی بنیاد
ظلم ایشان به کین نوی و کهن
خلق را بر کند ز بیخ و ز بن
ملک کشت است و عدل ابر پر آب
ملک دادت خدا به عدل شتاب
تخم کشتی در آبیاری کوش
دارش از تشنگی و خواری گوش
کشت بی آب هیچ بر ندهد
چون شجر خشک شد ثمر ندهد
عدل چون ملک را شود معمار
هیچ چیز دگر نیاید کار
هم سپاهی ز شاه گردد شاد
هم رعیت ازو شود آباد
هم خلایق رهد ز محنت و بیم
هم خزاین شود پر از زر و سیم
دشمنان گردن نیاز نهند
شیوه انقیاد ساز دهند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
متن بیانگر اهمیت عدالت و نقش پادشاهان در ایجاد آرامش و رفاه در جامعه است. پادشاهان به عنوان سایهای از خداوند، باید با عدل و انصاف حکومت کنند تا رنجیدگان را آسوده کرده و زمین را آباد سازند. اگر پادشاهان با عدالت رفتار کنند، نه تنها ملکشان قوی و پایدار میشود، بلکه مردم نیز از امنیت و آرامش بهرهمند خواهند شد. در نتیجه، عدالت نه تنها باعث خوشحالی سپاهیان و رعیت میشود بلکه خزائن کشور را نیز پر از ثروت میکند و دشمنان را به تسلیم و اطاعت وا میدارد.