بخش ۵۴ - جواب گفتن سلامان حکیم را جامی
جامی / سلامان و ابسال / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چون سلامان از حکیم اینها شنید
بوی حکمت بر مشام او وزید
گفت ای جان فلاطون از تو شاد
صد ارسطو زیر فرمان تو باد
عقل ها بودند از آغاز ده
ساختی ده را تو اکنون یازده
من نهاده روی در راه توام
کمترین شاگرد درگاه توام
هر چه گفتی عین حکمت یافتم
در قبول آن به جان بشتافتم
لیک بر رای منیرت روشن است
کاختیار کار بیرون از من است
قدرت فاعل به قدر قابل است
قابلیت نی به جعل جاعل است
هر چه آن را من ز اول قابلم
کی توانم کز وی آخر بگسلم
بلکه هست از قدرت فاعل بدر
بر خلاف آن برون دادن اثر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
سلامان از حکیم سخنانی شنید که بر او تاثیر گذاشت و او را به فلسفه و حکمت جذب کرد. او با ابراز شادمانی از وجود حکیم، از او به عنوان استاد خود یاد کرد و گفت که هر چه او بیان کند، حکمت است و او خود را به عنوان کوچکترین شاگرد در درگاه او معرفی کرد. اما سلامان همچنین اشاره کرد که برخی امور خارج از اراده و کنترل او هستند و اینکه قابلیت یک چیز به قدرت فاعل وابسته است. او به این نکته اشاره دارد که هر چیزی که قابل است باید توانایی پذیرش تغییرات را داشته باشد و نمیتواند از آنچه که هست جدا شود.