بخش ۶۱ - حکایت مکافات یافتن پرویز آنچه با فرهاد کرد از شیرویه جامی
جامی / سلامان و ابسال / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کوهکن کانبازی پرویز کرد
روی در شیرین شورانگیز کرد
دید شیرین سوی خود میل دلش
شد به حکم آنکه دانی مایلش
غیرت عشق آتش سوزان فروخت
خرمن تمکین خسرو را بسوخت
کرد حالی حیله ای تا زال دهر
ریخت اندر ساغر فرهاد زهر
رفت آن بیچاره جانی پر هوس
ماند با شیرین همین پرویز و بس
چرخ کین کش هم همین آیین نهاد
در کف شیرویه تیغ کین نهاد
تا به یک زخمش ز شیرین ساخت دور
وز سریر عشرتش انداخت دور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بیتها، داستان عشق و غمهای پرویز و شیرین روایت میشود. پرویز، دلبسته شیرین است و به خاطر عشقش کارهای غیرتآمیز و حماسی انجام میدهد. او برای رسیدن به شیرین، نقشهای میکشد و زهر را به ساغر فرهاد میریزد تا او را از سر راه بردارد. در نهایت، این عشق و کینه باعث میشود پرویز دچار حوادث دردناک و فراق از شیرین شود و در تنهایی خود تنها با یاد شیرین باقی بماند.