بخش ۶۷ - حکایت آن منافق و آن مؤمن صادق که ردای وی را در ردای خود پیچیده در کوره آتش نهاد و ردای منافق بسوخت و ردای مؤمن سالم بماند جامی
جامی / سلامان و ابسال / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
دین پرستی کوره آتش به پیش
گرم چون آتش به کسب و کار خویش
با منافق شیوه ای در دین دو رنگ
از پی اثبات دین برداشت جنگ
آن منافق گفت باآن دین پرست
هان بیار ار حجتی داری به دست
زو ردایش را طلب کرد از نخست
در ردای خویشتن پیچید چست
در میان کوره آتش نهاد
در ردای خصم دین آتش فتاد
ماند سالم زان ردای مرد دین
هین ببین خاصیت نور یقین
کان درونی سوخت چون خاشاک و خس
وانچه بیرون بود سالم ماند و بس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمثیل دینپرستی و آزمونهایی که مؤمنان با آن روبرو میشوند، اشاره دارد. در اینجا به شخصی گفته میشود که در کوره آتش برای آزمایش دینش قرار میگیرد. او در مواجهه با منافقی که به دین دو رنگی دارد، باید حجتی ارائه دهد. منافق در تلاش است تا او را به آتش بیفکند، اما در نهایت تنها ردای ظاهری منافق میسوزد و مؤمن حقیقتاً سالم باقی میماند. این داستان نشان دهنده این است که ایمان واقعی، در برابر آزمایشها و دشواریها استوار باقی میماند، در حالی که دنیای ظاهری و ریاکاری از بین میرود.