بخش ۱۱۷ - مناجات در انتقال از ارکان دولت به رعایا جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای به راه طلبت سعی کسی
خالی از ترک هوس ها هوسی
آه ازین هیچ کسی ها که ز ماست
بهر این بوالهوسی ها که ز ماست
جان درین هیچ کسی چند کنیم
در هر بوالهوسی چند زنیم
نیست در هیچ هوس بوی بهی
دل ما را ز هوس ساز تهی
بلکه آن را به هوا ساز بدل
به هوایی که بود عشق ازل
نه هوایی که بود میل به مال
یا به نیل شرف جاه و جلال
عمر جامی که متاعیست شگرف
در هواها و هوس ها شده صرف
گر ازان عاریه چیزی مانده ست
یا ازان گنج پشیزی مانده ست
قوتش ده که هوای تو کند
صرف آن بهر رضای تو کند
از رضایت چو بباید نظری
برساند به کسان زان اثری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی تلاش در راه طلب و عشق واقعی صحبت میکند. شاعر به این موضوع اشاره میکند که انسانها در دنیای هوسها و آرزوهای پوچ غرق شدهاند و این ضعف باعث میشود که از حقیقت دور شوند. او به این نکته میپردازد که عمر انسان مانند جامی ارزشمند است و نباید در راه آرزوهای دنیوی صرف شود. بلکه باید تمام تلاشها و آرزوها بر اساس عشق حقیقی و خداوندی باشد. در نهایت، او از تلاش برای رسیدن به رضایت الهی سخن میگوید و اهمیت تأثیر این رضایت بر دیگران را یادآوری میکند.