نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - مناجات در اشارت بیقراری شجره دل در مهب ریاح خواطر مختلفه و طلب توفیق تحقیق سخن که ثمره آن شجره است جامی

جامی / سبحة‌الابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای ز اندوه تو پر خون دل ما

دمبدم از تو دگرگون دل ما

دل ما در رهت افتاده پریست

که بر او باد هوا را گذریست

هر دم از جنبش هر باد درشت

پشت آن روی شده رو شده پشت

دایما گر تو قرارش ندهی

بهر خود میل به کارش ندهی

بر در خود ندهی تسکینش

حرف تمکین نکنی تلقینش

بنده جامی که به داغ تو خوش است

به فروغی ز چراغ تو خوش است

یاد خود راحت جانش گردان

نام خود ورد زبانش گردان

به کرم های خودش بینا کن

به ثناهای خودش گویا کن

بر وی ابواب معانی بگشای

ره به اسرار نهانی بنمای

پشتیش باش به توفیق سخن

و آورش روی به تحقیق سخن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس عمیق اندوه و دلبستگی شاعری است که در غم معشوق خود به سر می‌برد. دل شاعر تحت تاثیر وجود معشوق دچار تغییرات مداوم است و برای آرامش و تسکین، به یاد او نیاز دارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که به دلش قرار دهد و او را به یاد خود گرامی دارد. همچنین، باید به او بینایی و گویایی عطا کند تا بتواند زیبایی‌های عشق را بهتر درک کند و به اسرار عمیق‌تری دست یابد. در نهایت، شاعر از معشوق می‌خواهد که او را در مسیر تحقیق و جستجوی حقیقت یاری کند.