نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۰ - مناجات در انتقال از نصیحت رعایا به وصیت فرزند جامی

جامی / سبحة‌الابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای ز تو اهل نظر تیز بصر

کارت از قاعده عدل بدر

غایت کار تو نتوان دانست

کنه اسرار تو نتوان دانست

بس که پختیم درین نکته هوس

اینقدر شد ز تو دانسته و بس

کانچه آید ز درت در همه باب

عین حکمت بود و محض صواب

وجه آن لیک معین نشود

جز به تعیین تو روشن نشود

پایه تیره دلان پست ز توست

هر کجا روشنیی هست ز توست

روشنی بخش دل جامی را

گل نشان آب و گل جامی را

زان دلش شمع منور گردان

زین دمش غالیه پرور گردان

تا ازان نور هدایت ریزد

یا ازین عطر عنایت بیزد

بر حریفان پسندیده خویش

خاصه بر مردمک دیده خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف ویژگی‌های خاص و عمیق انسان‌های آگاه و اهل نظر می‌پردازد. شاعر به قدرت درک و بصیرت آنان اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که کار و اسرار این افراد فراتر از قاعده‌های عادی است. او می‌گوید که آنچه از وجود آنها ظهور می‌یابد، همگی حکمت و حقیقت است، اما معنای دقیق آن تنها با شناخت خود آن افراد روشن می‌شود. شاعر همچنین به نقش روشنایی و نور در دل‌ها و زندگی انسان‌ها اشاره کرده و می‌گوید که هر جایی که نور و روشنی وجود دارد، از آن انسان‌های آگاه ناشی می‌شود. او از خداوند طلب نور و هدایت می‌کند تا دل‌ها را روشن و خوشبو کند و این را به کسانی که در دامان محبت او هستند، هدیه دهد.