بخش ۱۲۶ - مناجات در انتقال از خود به مطالعه کنندگان جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای رهایی ده هر بیهوشی
مهر بر لب نه هر خاموشی
به هوای تو سخن کوشی ما
به تمنای تو خاموشی ما
گر تو در حرف تهی لطف شگرف
لجه ژرف شود چشمه حرف
ور بر آفاق زنی حمله بیم
قاف تا قاف شود حلقه میم
بعد توست اصل همه تنگی ها
قرب تو مایه یکرنگی ها
دل جامی که بود تنگ از تو
عندلیبیست غم آهنگ از تو
بال پروازش ازین تنگی ده
نکهتش از گل یکرنگی ده
دوز از تار فنا دلق او را
برهان از خود و از خلق او را
عیبش از بی هنران ساز نهان
وز گمان هنرش باز رهان
تا ز عیب و هنر خود آزاد
زید اندر کنف فضل تو شاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساساتی عمیق و نیاز به رهایی میپردازد. شاعر از معشوق خود میخواهد که به او آزادی دهد و از بیتفاوتی رها کند. او به خاطر عشق به محبوبش سعی در بیان عشقش دارد و برای رسیدن به او و خواستههایش تلاش میکند. به عقیده شاعر، همه تنگناها و مشکلات ناشی از دوری معشوق است و نزدیکی به او باعث یکرنگی و صفا خواهد شد. شاعر آرزو دارد که از محدودیتهای خود رها شود و در سایه فضل و محبت معشوق شاد زندگی کند.