نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲۳ - مناجات در انتقال از وصیت فرزند به نصیحت نفس خود جامی

جامی / سبحة‌الابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای مراد دل تنها شدگان

مونس وحدت یکتا شدگان

مایه صحبت تو تنهایی

سایه وحدت تو یکتایی

فرخ آن کس که به تنهایی ساخت

رخش در عالم یکتایی تاخت

دیده را کحل شهود تو کشید

چون تو را دید دگر هیچ ندید

جز تو مقصود نداند کس را

بلکه موجود نخواند کس را

گر بخواهد ز درت خواهد و بس

ور بکاهد ز غمت کاهد و بس

از وصال تو بود بالش او

وز فراق تو سزد نالش او

حال جامیت نکو معلوم است

زانچه شد گفته عجب محروم است

بگشا چشم عنایت سویش

وز همه خلق بگردان رویش

تا به محرومی خود پردازد

به نصیحتگری خود سازد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره تنهایی و ارتباط عمیق با خداوند است. شاعر به توصیف خدا به عنوان مراد دل تنها شدگان و مونس یکتایی‌ها می‌پردازد و بر اهمیت این ارتباط تاکید می‌کند. او بیان می‌کند که تنها خداوند مقصود حقیقی انسان‌هاست و در فراق او، انسان‌ها ناله می‌کنند. در نهایت، شاعر درخواست می‌کند که خداوند به بندگان خود نظر کند و آنها را از تنهایی و محرومیت نجات دهد.