بخش ۱۲۹ - مناجات در انتقال به خاتمه جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای به لطف انجمن جان آرای
تیغ مهرت چمن دل پیرای
دست جودت ز ازل نخل نشان
تا ابد بر سر ما نخل فشان
گرچه از خار ستم بینا نیم
زیر نخل تو رطب چینانیم
در رطب ریزیت از نحل کرم
گر کشد خار ستم تیغ چه غم
کلک جامیت ز نخلت شاخی
ریخته تازه رطب گستاخی
نسزد زین رطب شهد آمیز
کار محرور حسد جز پرهیز
آن زمان کش رود این کلک ز دست
یابد این شاخ رطب ریز شکست
چشم دارد که به جای رطبش
شهد ریزی ز شهادت به لبش
وان نفس کش ببرد عرق حیات
تیغ ان اجل الله لآت
کنی از همت رحمت املش
ختم بر خیر کتاب اجلش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و عشق به محبوبی است که صفات نیکو و بخشندگیاش نمایان است. شاعر از نخل و میوههایش به عنوان نماد فراوانی و رحمت یاد میکند و بیان میکند که حتی اگر در دنیا با مشکلاتی مواجه شود، همچنان زیر سایهی رحمت او هست. شاعر از شیرینی و خوشی محبت او سخن میگوید و بر این باور است که حسد و کینه جایی در این عشق ندارد. به طور کلی، شعر به مفهوم امید، محبت و تاثیر مثبت وجود محبوب پرداخته و بر این اساس، عروج به زندگی ابدی و خیر را مطرح میکند.