بخش ۲۱ - مناجات در ثنا بر هستی آفریدگار گفتن و طلب داشتن توفیق بر گوهر توحید سفتن جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای جهان از صفت ذات تو پر
عالم از حجت اثبات تو پر
هیچ جا نیست که غوغای تو نیست
پرتو روی دلارای تو نیست
تو چنین ظاهر و ما کور بصر
تو چنین حاضر و ما دور نگر
نور تو گر نبود ما چه کنیم
چشم بینا دل دانا چه کنیم
نیست از غایت کوته نظری
خبر ما ز تو جز بی خبری
گرچه جامی بود از بیخبران
چه شود گر به طفیل دگران
بخشی از هستی خویشش خبری
بندی از طاعت خویشش کمری
در دلش تخم هدایت کاری
بر گلش ابر عنایت باری
مهرش از مهره گل بگشایی
زنگش از چهره دل بزدایی
پا به کاشانه قربت نهیش
می ز میخانه وحدت دهیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تبیین حضور و جمال خداوند در جهان میپردازد. شاعر به این نکته اشاره میکند که تمام عالم و موجودات از آثار و صفات خدا پر است و هیچ جا از غوغا و نور او خالی نیست. با وجود این، انسانها به دلیل کوری بصری و عدم درک عمیق، نمیتوانند آن حضور را بهخوبی مشاهده کنند. شاعر به محدودیتهای نگریستن و آگاهی انسانی اشاره میکند و میگوید که حتی اگر جزئی از حیات به خداوند پیوند داشته باشد، آنگاه میتواند به حقیقت و هدایت دست یابد. در نهایت، شاعر از خداوند درخواست میکند که او را به مقام قرب برساند و از میخانه وحدت شراب معرفت بنوشاند.