بخش ۲۷ - مناجات در اشارت به عموم سران حقیقت در مراتب و طلب وصول به شهود آن که روش ارباب تصوف است جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای پر از فیض وجود تو جهان
غرق نور تو چه پیدا چه نهان
مایه صورت و معنی همه تو
با همه بی همه تو ای همه تو
بی نصیب از تو نه چند است و نه چون
خالی از تو نه درون است و نه برون
متحد اولی و آخریت
متفق باطنی و ظاهریت
کرده ای در همه اضداد ظهور
هیچ ضد نیست ز نزدیک تو دور
جامی از هستی خود پاک شده
در ره فقر و فنا خاک شده
در بقای تو فنا می خواهد
وز فنا در تو بقا می خواهد
از خود و کار خودش فانی دار
وان فنا را به وی ارزانی دار
چون فنا شد به بقایش برسان
بر سر صدر صفایش بنشان
کن به صافی صفتان رهبریش
متصف دار به صوفیگریش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وجود خداوند و فیض او میپردازد. شاعر بیان میکند که همه جهان از نور و وجود خدا پر شده است و هیچ چیزی از فیض او بیبهره نیست. او به وحدت و همزمانی وجود خداوند در ابتدا و انتها اشاره دارد و بیان میکند که همه چیز، حتی تضادها، در نزدیکی خداوند هستند. شاعر میگوید که آنچه از وجود خداوند تهی باشد وجود ندارد و هستی حقیقی تنها در او است. او از فنا و فقر به عنوان راهی برای رسیدن به بقا و کمال یاد میکند و خواستار هدایت و راهبری کسانی است که به صفات پاک و معنوی دست پیدا میکنند. در نهایت، او به درخواست از خداوند برای رساندن بندگان به کمال و رهبری آنها در مسیر صوفیانه اشاره میکند.