نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۳ - مناجات در اشارت به آنکه ارادت نخست از جانب مراد است نه مرید و طلب توفیق توبه که مبنای سایر مقامات است جامی

جامی / سبحة‌الابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای دل اهل ارادت به تو شاد

به تو نازم که مریدی و مراد

مرد تلوین تو را تمکین نیست

شوق مسکین تو را تسکین نیست

خواهش از جانب ما نیست درست

هر چه هست از طرف توست نخست

تا به ناخواست دهی کاهش ما

هیچ سودی ندهد خواهش ما

ور به ما خواهش تو راست شود

مو به مو بر تن ما خواست شود

دولت نیک سرانجامی را

گرم کن ز آتش خود جامی را

در دلش از تف آن شعله فروز

هر چه غیر تو بود جمله بسوز

بو که بی درد سر خامی چند

پا ز سر کرده رود گامی چند

ره به سر منزل مقصود برد

پی به بیغوله نابود برد

ور زند آتش هستی تابی

ریزد از توبه بر آتش آبی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به بیان عشق و ارادت خود به معشوق می‌پردازد. او از شوق و آرزوهای خود سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که خواسته‌ها و نیازهایش به خودی خود شکل نمی‌گیرند بلکه از جانب معشوق آغاز می‌شوند. شاعر معتقد است که هرگونه کاهش و آرامش در زندگی‌اش، تنها با عنایت معشوق میسر می‌شود و تلاش‌های خودشان نتیجه‌ای نخواهد داشت. او آرزو دارد که معشوق، زندگی‌اش را با عشق و شعله‌ای از احساسات گرم کند و در دلش شمعی روشن کند تا تمامی غیر از عشق را بسوزاند. در نهایت، شاعر به سفر روحانی اشاره می‌کند که به مقصد نهایی و کمال رساننده است.