بخش ۴۸ - مناجات در شکر شکر به صبر آمیختن و از تلخی این در شیرینی آن گریختن جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای شکیبا نه دل ما از تو
از همه صبر خوش الا از تو
صبر بی تو ره بی دردان است
صبر با تو روش مردان است
از در قرب تو دوری مشکل
وز جمال تو صبوری مشکل
صبر بر قربت ازان مشکل تر
رخ به خون دل ازان مشکل تر
از کرم مشکل ما آسان کن
جای ما پیشگه احسان کن
نقش گل زینت ظاهر ز تو یافت
سر دل کشف سرایر ز تو یافت
بزدا نقش گل از صفحه دل
بنما نور دل از پرده گل
کام جامی ز صبوری تلخ است
عیشش از محنت دوری تلخ است
مپسند از دل غم فرجامش
که به تلخی گذرد ایامش
تا شود مرغ زبان آور شکر
کام شیرین کنش از شکر شکر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره صبر و تحمل در عشق است. شاعر میگوید که صبر بدون محبوب دشوار است و صبر در کنار او به معنای قدرت و مردانگی است. دوری از یار و زیباییهای او تحملناپذیر است و رنج فراق از آن نیز سختتر است. شاعر از محبوب میخواهد که با لطف خود، مشکلات را آسان کند و زیباییاش را به دلها بنماید. او به تلخیهای زندگی اشاره میکند و از محبوب میخواهد که با بخشش و محبت، طعم شیرین زندگی را به او بچشاند. در کل، این شعر بیانکننده longing و عشق عمیق به محبوب است.