نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۴ - مناجات در اعتصام و التجا از موطن خوف به مأمن رجا جامی

جامی / سبحة‌الابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

ای تن ما ز تو چون موی از بیم

فرق وار از تو دل ما به دو نیم

تیغ بیمت همه را در خون غرق

دارد اینک اثر تیغ به فرق

روبهانیم ز خاری رنجه

وای اگر شیر زند سر پنجه

گرچه از حیله و مکریم دلیر

حیله ها را شکند حمله شیر

تا ز تو حکم امانی نرسد

تن امید به جانی نرسد

بنده جامی که در افزایش توست

چشم بر بخشش و بخشایش توست

بخششی ورز و ببخشای بر او

گر نبخشایی ای وای بر او

از جحیم سخطش ایمن دار

در نعیم کرمش ساکن دار

چشم جانش به رخت روشن کن

گلخن دهر بر او گلشن کن

به صف اهل صفایش برسان

به قدمگاه رجایش برسان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات عمیق خود نسبت به خداوند می‌پردازد. او از ضعف و ترس انسان‌ها می‌گوید و اینکه چگونه این احساسات آنها را به دو نیم تقسیم کرده است. همچنین، شاعر به قدرت و بزرگی خدا اشاره دارد و از او درخواست بخشش و رحمت دارد. او در خواسته‌هایش بر این نکته تأکید می‌کند که اگر خداوند به بندگانش رحم نکند، آنها در عذاب و جحیم قرار خواهند گرفت. در پایان، شاعر از خداوند می‌خواهد تا بندگانش را از عذاب دور کرده و به نعمت و خوشبختی برساند.