بخش ۶۶ - مناجات در طلب شوق که ثمره شجره محبت است و شجره ثمره دریافت صحبت جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای فروزان ز تو کاشانه چرخ
پر می عشق تو خمخانه چرخ
ما درین خمکده مستان توییم
دست بر فرق ز دستان توییم
یافتیم از تو چو پیمانه شکست
دست ما گیر که رفتیم ز دست
گرچه در قید سیاهیم و سفید
از تو بی قیدیی داریم امید
به که از ما برهانی ما را
دامن از ما بفشانی ما را
دل جامی که به عشقت گرو است
ناقه کوشش او کندرو است
پای دل مانده به گل مپسندش
از دو عالم بگسل پیوندش
رو به ره دار ز آوارگیش
کندپایی ببر از بارگیش
زاد راه از کرم خویش دهش
شادمانی به غم خویش دهش
محمل عشق مقامش گردان
ربقه شوق زمامش گردان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و تعلق به معشوق اشاره دارد و از زیبایی و قدرت او میگوید. شاعر خود را در حالت مستی و شیدایی و در پی عشق آن معشوق توصیف کرده است. عشق به عنوان یک پیمانه شکسته و اعتیادآور در نظر گرفته شده و شاعر از امید به آزادی از قید و بندها سخن میگوید. او از معشوق درخواست میکند که با محبت و کرم خود به او کمک کند و او را از رنج و آوارگی نجات دهد. در نهایت، عشق را به عنوان محور زندگی و منبع شادمانی معرفی کرده است.