بخش ۸۱ - مناجات در توجه از مقام حریت به فتوت جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای غمت مایه ده شادی ما
بر درت بندگی آزادی ما
بنده خاص تو را نیست پسند
بر دل از بندگی غیر تو بند
فارغ است از دو جهان در دو جهان
نه عیان بسته چیزی نه نهان
جا گرفته به سر خشک زمین
گشته در کوی فنا خاک نشین
نشده خاطر او بند به هیچ
نه دلش یافته پیوند به هیچ
تافته روی ز روی همه کس
روی در روی تو آورده و بس
جامی از بندگی خویش ملول
دارد از خواجگیت چشم قبول
بر درت عز قبولیش بده
در رهت اذن دخولیش بده
بر وی افشان ز ره خود گردی
بر دلش نه ز غم خود دردی
افکن از منزل بی دردانش
رخت در کوی جوانمردانش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به بیان عشق و بندگی نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از غم معشوق بهعنوان منبع شادی خود یاد میکند و تاکید دارد که جایگاه بندگیاش تنها برای معشوق است و هر نوع وابستگی به دیگران را رد میکند. او احساس آزادی و دلقراری را در عشق به معشوق دارد و در عین حال به طلب قبول و توجه از سوی معشوق میپردازد. شاعر همچنین از آرزوی زندگی در کنار معشوق و در محیط جوانمردان و آزادگان سخن میگوید.