بخش ۹۹ - مناجات در انتقال از تواضع به حلم و مدارا جامی
جامی / سبحةالابرار / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
ای وجود همه پیش تو عدم
چرخ را پشت تواضع ز تو خم
با همه رفعت خود عرش برین
بر درت روی مذلت به زمین
هر که خود را به رهت خوار افکند
کنگر عزت خود ساخت بلند
همه را عزت و خواری از توست
مکنت کارگزاری از توست
ما به خونخواری خواریت خوشیم
از کسان منت عزت نکشیم
عزتی کان نه ز تو خواری ماست
خواریی کز تو سبکباری ماست
جامی از عزت و خواری رسته
کمر شکرگزاری بسته
کز تواضع چو سر افراختیش
سایه بر کبر نینداختیش
نیستش چون به سر از کبر کلاه
دارش از خاصیت کبر نگاه
به کف خشم عنان مسپارش
روی در حلم و مدارا دارش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تواضع و جایگاه خداوند اشاره دارد. شاعر به تصویر کشیدن این حقیقت میپردازد که در مقابل عظمت و بزرگی خداوند، همه موجودات دیگر خوار و کوچک هستند. او بیان میکند که عزت و خواری از خداوند ناشی میشود و انسانها باید خود را در برابر او خوار و تواضع کنند تا به عزت واقعی دست یابند. همچنین اشاره دارد که کبر و خودبرتربینی به انسان آسیب میزند و باید از خشم دوری کرده و در تحمل و مدارا بکوشند. این متن به نوعی دعوت به تواضع و شکرگزاری از نعمتها و عزتهای الهی است.