بخش ۵۸ - ندبه حکیم دوم جامی
جامی / خردنامه اسکندری / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
بگفت آن دگر کز جهان فراخ
رسیدیم نادان بدین تنگ کاخ
دلی ساده از نقش اندیشه ها
کفی خالی از ورزش پیشه ها
نه در عقل ما خوش ز ناخوش جدا
نه در چشم ما آب از آتش جدا
چو یکچند بودیم اینجا مقیم
فتادیم در دام امید و بیم
نشستیم غافل ز مقصود خویش
تهی خاطر از فکر بهبود خویش
بیابان غفلت نکردیم طی
به مقصود اصلی نبردیم پی
درین پرده یک عقده نشکافتیم
به هیچ از همه روی برتافتیم
عجب آنکه با این همه تاب و پیچ
دل ما ازین ورطه نگرفت هیچ
به روزی کزین ورطه بیرون رویم
دل و دیده زین درد پر خون رویم
کی آن کس ره نیکبختی رود
کزین سخت منزل به سختی رود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به وضعیت انسانها در زندگی اشاره میکند که در دنیای گستردهای به دام تنگنای زندگی افتادهاند. وی به نادانی و سادهدلی انسانها اشاره میکند که بدون توجه به اهداف واقعی خود در امید و بیم غرق شدهاند. آنها از مسیر درست دور شده و در غفلت به سر میبرند، بدون آنکه به بهبود و مقصود اصلی خود فکر کنند. شاعر به وجود یک عقده در دل و ناتوانی از شکستن این غفلت اشاره کرده و ابراز میکند که با وجود پیچیدگیهای زندگی، دلها هیچ تلاشی برای رهایی از این ورطه نمیکنند. در نهایت، او به سختی سفر به سوی خوشبختی و چالشهای آن اشاره میکند.