نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۳ جامی

جامی / روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما) / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

حجاج را گفتند: از خدای بترس و با مسلمانان ظلم مکن به منبر برآمد و وی بغایت فصیح بود و گفت: خدای تعالی مرا بر شما مسلط کرده است، اگر من بمیرم شما بعد از من از ظلم نخواهید رست به این فعل که شما راست، خدای تعالی را جز من بندگان بسیارند اگر من بمیرم یکی بتر از من بیاید.

خواهی که شاه عدل کند عدل پیشه باش

در کار خود که معرکه گیر و دار توست

شاه آینه ست و هرچه همی بینی اندر او

پرتو فکنده قاعده کار و بار توست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، حجاج به انتقاد از ظلم و ستم خود می‌پردازد و اعلام می‌کند که خداوند او را برای حکومت بر مردم گماشته است. او به این نکته اشاره می‌کند که اگر او بمیرد، ممکن است کسی بدتر از او بیاید و مردم نمی‌توانند از ظلم رهایی یابند. او در نهایت به مردم توصیه می‌کند که اگر خواهان عدالت هستند، خود باید در کردارشان عدالت را رعایت کنند، زیرا شاه و حاکم تنها بازتابی از عمل و رفتار خود مردم هستند.